جوجهكشي ميكنند، ولي نه مثل چينيان بهوسيلهٴ اجاقهاي مخصوص، بلكه با استفاده از گرماي انسان و برخي خدمتكارانشان كار ماشين جوجهكشي را انجام ميدهند.
ژان برويان. نيز معروف به ژاك بروان، سردفتر شاه در شاتلهٴ پاريس، در سال 1342 منظومهاي نوشت به نام راه توانگري و درويشي در 2634 بيت، كه اقتباسي از آن توسط پير گرينگور در سال 1499 در پاريس چاپ شد. ترجمهٴ انگليسي آن به نام قصر كوشش از الكساندر باركلي (1475؟ـ 1552) (پاريس 1503، لندن 1505، 1506) است.
طاعون و اسلام. داويد نويشتات در مقالهاي در مجلهٴ انجمن سلطنتي آسيا (ص 67ـ73، 1946) ثابت ميكند كه طاعون نقش موٴثري در تضعيف ارتش مماليك داشت. البته منظور تنها طاعون سياه و ساير طاعونهاي سدهٴ چهاردهم، نيست؛ بلكه طاعونهاي بعدي از سال 1416 تا 1514، اثر مخرب بازهم بيشتري داشت. در سال 1517 دولت مماليك منقرض شد و مصر و شام بهصورت بخشي از امپراتوري عثماني درآمد.
بنوخلدون. خانوادههاي برجستهٴ اشبيليه در سدهٴ يازدهم، بنوخلدون و بنوحجاج بودند كه هر دو اصل يمني داشتند. دومي از قبيلهٴ لخم و از جانب مادري ازخانوادهٴ ويتيكا شاه ماقبل آخر ويزيگوت بود. بنوخلدون از حضرموت برخاسته بود و افراد آن در اشبيليه و در Axarafa ميزيستند و برجها و قلعههايي داشتند.
پيشگامان عربي ابن خلدون (ص 3897). دكتر گوستاو گرونباوم طي كتاب عالياش در باب اسلام در سدههاي ميانه (339 ص، شيكاگو 1946) خاطرنشان كرده كه نهتنها سكاكي (سيزدهم ـ 1) پيش از ابن خلدون تأثير محيط را در انديشه خاطرنشان كرده، بلكه جالبتر اين كه مسائل بنيادي كتاب او را قبلاً مسعودي (دهم ـ 1) در كتاب
التنبيهوالاشراف به تلخيص آورده است.
البته اين امر چيزي از امتياز استثنايي ابنخلدون نميكاهد، ولو اينكه تنبيه را مطالعه كردهباشد، و اين مسلم نيست. در مقدمه چهاربار از مسعودي نام ميبرد، ولي احتمال دارد كه او تنها با
مُرُوجالذهب آشنايي داشتهاست. در ضمن، در تنبيه به مطلبي برميخوريم حاكياز اعتقاد مسعودي به امكان پيشرفت علمي نامحدود؛ اعتقادي كهدر آثار عربي منحصربهفرد است.
لوكا دا پنه. بايد ذكري از اين حقوقدان بزرگ ناپْلي ميشد، ولو براي برطرفساختن اين تصور